خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

کانال تلگرام دمادم
جهت خواندن و پیگیری اخبار منتخب روز ایران و جهان به کانال تلگرام دمادم بپیوندید.

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت Kaderimin Yazıldığı Gün که این سریال ترکی به تازگی از شبکه های جم Gem در حال پخش است که آخرین قسمت سریال دست سرنوشت قرار داده ایم.

داستان سریال دست سرنوشت

سریال دست سرنوشت که تولید خود را در سال ۲۰۱۴ آغاز کرد با بازی بازیگران ترکیه ای فیلم درام و عاشقانه خلق کرده است. Kaderimin Yazıldığı Gün نام ترکیه ای سریال دست سرنوشت می باشد.

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

مجموعه دست سرنوشت حکایت خانواده ی ثروتمند و متمول یوروکهان ها است که در استانبول زندگی می کنند. قهرمان، دومین پسر این خانواده است. او یک برادر و یک خواهر بزرگتر از خود دارد. از آنجایی که برادر او دو فرزند دختر دارد، مادر قهرمان نگران ادامه ی نسل خاندان یوروکهان است و همسر او یعنی دافنه را تحت فشار قرار می دهد. دافنه سال ها پیش بر اثر سانحه تصادف شانس مادر شدن را از دست داده است. او زندگی خوشبختی با قهرمان دارد و عاشق همسر خود است. اما این مشکل در زندگی او را بسیار آزار می دهد. البته که او نیز مانند هر زن دیگری دوست دارد حس مادر شدن را تجربه کند و به خاندان یوروکهان یک نوه ی پسر که نام این خاندان را زنده نگه دارد، بدهد. در طرف دیگر داستان، دختری روستایی به نام الیف وجود دارد که در شهر هاتای زادگاه پدری قهرمان، زندگی می کند و در مزرعه ی یوروکهان ها کارگر است. او از فشارهای پدرش برای ازدواج با شخصی به نام مقصود در عذاب می باشد. پدرش او را به مقصود فروخته بود. تا اینکه مادرش به صورت تصادفی همسر خود یعنی پدر الیف را می کشد. به این ترتیب او به همراه مادر و خواهر خود، نازلی، از شهرشان فرار می کنند. در راه مادر او را به جرم کشتن پدرش دستگیر می کنند و به این ترتیب الیف و نازلی به استامبول می آیند. دست سرنوشت و تقدیر، آنها و خانواده ی یوروکهان را به هم می رساند. در ادامه داستان دافنه در فکر راهی برای مادر شدن است و بعد از کلنجارهای بسیاری که با خود داشت، تصمیم می گیرد که برای تولد فرزند خود رحمی اجاره ای پیدا کند. دافنه این پیشنهاد را با مادر همسرش در میان می گذارد. مادر قهرمان از این تصمیم استقبال کرده و الیف را برای این مسئولیت در نظر می گیرد. به این ترتیب داستان آغاز می شود.

عکس های سریال دست سرنوشت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

قسمت آخر سریال دست سرنوشت

قدیر میره سر قرارش با کرم و بهش میگه یه مسئله ی مهمی هست که باید بت بگم،از طرفی یعقوب یه مرد رو استخدام کرده که قدیر رو تعقیب کنه اون مرد هم وقتی کرم و قدیر رو باهم میبینه به یعقوب خبر میده قدیر به کرم میگه تو گفتی باباتو نمیشناسی عکس هم ازش نداری؟ کرم هم میگه نه ندارم،قدیر عکس خودش و مریم و کرم رو درمیاره و میخواد به کرم بده که گوشیش زنگ میخوره و جواب میده و ساکت میشه.

قهرمان با الیف حرف میزنه؛الیف گریه میکنه و بخاطر بچه نگرانه و میگه ببخشید تقصیر منه که مواظبش نبودم،اما قهرمان دلداریش میده و دستشو میزاره رو سر الیف و نوازشش میکنه.

مقصود دافنه رو برده به یه کلبه و دستاشو هم بسته،دافنه بهوش میاد و حالش خوبه،مقصود زنگ میزنه به قهرمان و میگه زنتو دزدیدم اگه زنتو میخوای امشب باید برام الیف رو بیاری قهر بدجور عصبی میشه ولی به ناچار قبول میکنه.

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

خلاصه قسمت آخر سریال دست سرنوشت + عکس آخرین قسمت

یعقوب میره هتل پیش قدیر و باهاش حرف میزنه و میگه فکر کردی اگه مریم و کرم همه چیز رو بفهمن چیزی عوض میشه؟قدیر هم میگه چیه میترسی کارای تو رو بشه تو همه رو گول زدی حتی ضیاخان ولی نمیتونی گول بزنی من همه چیز رو به کرم میگم ضیاخان هم از هاتای برمیگرده….قدیر با یه نفر تلفنی حرف میزنه و اون شخص بهش میگه فقط یه ماه وقت داری،قدیر هم ناراحت میشه و بعد از حرف زدن با اون، زنگ میزنه به مریم و بازم به صدای مریم گوش میده و بدون اینکه حرفی بزنه قطع میکنه بعد هم چمدونشو میاره و لباساشو میندازه تو چمدون…هارون(همون مردی که یعقوب باهاش شریک شده و مقصود براش کار میکنه) به شرکت میاد و زمان اولین بارگیری رو مشخص میکنن…دافنه با مقصود حرف میزنه و میگه چرا الیف رو میخوای؟مقصود میگه چون عاشقشم،دافنه:اونم تورو دوست داره؟ مقصود با کمی مکث میگه بعدا عاشقم میشه،دافنه:خب شاید یکی دیگه دوست داشته باشه اونوقت میخوای بزور عاشقش کنی؟ مقصود: بزور که نمیشه ولی الیف نمیتونه مال کس دیگه ای بشه یا مال من میشه یا باید مال من بشهقهرمان میره خونه ی مسعود خان و با امینه حرف میزنه و متوجه میشه که شاهین همون مقصود بوده.بعد هم شماره ی پلاک ماشین مقصود رو میگیره..ضیاخان میاد خونه و عفت بهش میگه که دافنه رو دزدیدن،ضیاخان زنگ میزنه به قهرمان و میگه عروسم و نوه ام رو بیار خونه،قهرمان میگه نگران نباش پیداشون میکنم ولی به کسی چیزی نگید..پایان..

گردآوری: برترین ها

برچسب ها:
  • گزارش خطا
  • پیشنهاد به دیگر مخاطبان
  • ۱
  • ۰

  • اشتراک‌گذاری در تلگرام
  • اشتراک‌گذاری در کلوب
  • اشتراک‌گذاری در گوگل پلاس
  • اشتراک‌گذاری در بالاترین
  • اشتراک‌گذاری در لینکداین
  • اشتراک‌گذاری در استامبل‌آپون
  • چاپ خبر
  • کپی لینک خبر