فارابی؛ گریزان از مردم، در جستجوی سعادت!

ابونصر محمد بن محمد فارابی به سال 260 هجری در قریه فاراب واقع در ماورا النهر متولد شد. سال های ابتدایی تحصیل را ماوراالنهر گذراند. سپس به بغداد رفت و در حلقه ی درس متی بن یونس حاضر شد.
برترین ها - محمودرضا حائری: ابونصر محمد بن محمد فارابی به سال 260 هجری در قریه فاراب واقع در ماورا النهر متولد شد. سال های ابتدایی تحصیل را ماوراالنهر گذراند. سپس به بغداد رفت و در حلقه ی درس متی بن یونس حاضر شد. بعد از آن برای فراگیری منطق نزد  یوحنا بن حیلان به حران رفت. پس از آموختن منطق به بغداد بازگشت. از آنجا که بغداد آن روزگار پر آشوب بود بغداد را به مقصد حلب ترک کرد و پس از آن تا پایان عمر ساکن دمشق شد.
فارابی به روایت مورخان فردی زاهد و انزوا طلب بود. «در دمشق از مردم گریزان بود و جز در کنار برکه ی آب و یا در انبوه درختان باغ دیده نمی شد. می گویند نگهبان یکی از باغ های دمشق بود و شبها بیدار می ماند و زیر نور چراغ پاسبانان به مطالعه و تالیف می پرداخت»
فارابی حکیمی در جستجوی سعادت
فارابی بیشتر آثار ارسطو را مطالعه و شرح کرد و بر مشکلات و نکات پیچیده ی آن آگاه شد. از این رو معلم ثانی لقب گرفت. (معلم اول لقب ارسطو بود) ابن سینا روایت کرده است که  «مابعدالطبیعه» ارسطو را چهل بار خواند ولی آن را نفهمید تا آن که کتاب «اغراض مابعدالطبیعه» فارابی را خواند. این کتاب دشواری های فلسفه ی ارسطو را برای ابن سینا آسان کرد.
با این همه، اهمیت فارابی در تاریخ فلسفه به شرح آثار ارسطو نیست بلکه به تلاشی است که در آشتی دادن آرای افلاطون و ارسطو کرده است. «اساس فكر فارابی این بود كه فلسفه حقیقی یكی بیش نیست و استادان بزرگ فلسفه نمی توانند با هم اختلاف داشته باشند، زیرا مقصد آنها واحد است و در طلب حقیقتِ واحدند.

پس افلاطون و ارسطو اگر در ظاهر آرای مخالف یا متفاوت دارند، اختلاف شان در تعابیر است نه در مقصد و معنی. حتی به نظر فارابی منشأ قول به اختلاف میان افلاطون و ارسطو فهم نادرست شاگردان آنهاست، به خصوص كه بعضی از آنها با تعصب این اختلاف را كه ناشی از بدفهمی بوده است مهم و بزرگ جلوه داده اند. به عبارت دیگر، شاگرادان افلاطون و ارسطو آرای استادان خود را تحریف و تبدیل كرده و اصل و جوهر را وانهاده و به جزئیات و فروع چسبیده و در نزاع بر سر جزئیات از هم دور شده اند و گمان كرده اند كه فاصله ی میان افلاطون و ارسطو نیز به این دوری است.»
فارابی حکیمی در جستجوی سعادت
فلسفه در نظر فارابی همچون تمامی فیلسوفان باستانی شامل تمامی علوم است. او به تمامی علوم دوران خود مسلط بود از جمله ریاضیات، کیمیا، هیئت (نجوم)، موسیقی، طبیعیات و الهیات.

به علت آن که فارابی آثار خود را روی دفترهای پراکنده می نوشت رساله و کتاب های مفصلی از او باقی نمانده است. از کتاب های مشهور او می توان به موسیقی کبیر، رساله احصاء العلوم و کتاب السیاسات المدنیه اشاره کرد.

«فلسفه فارابی آمیزه ای است از حکمت ارسطویی و نوافلاطونی که رنگ اسلامی و بخصوص شیعی اثناعشری به خود گرفته است. او در منطق و طبیعیات ارسطویی است و در اخلاق و سیاست افلاطونی، و در مابعدالطبیعه فلوطینی.»

به نظر فارابی غایت تمام شاخه های فلسفه علم سیاست است. این نکته ای است که او را از دیگر فیلسوفان مسلمان متمایز کرده است. توجه فارابی به سیاست مدن از جمله پر ارج ترین مباحث در فلسفه اسلامی است.

البته توجه فارابی به سیاست به صرف سیاست نیست بلکه غایت اصلی او در فلسفه تحصیل سعادت است، ولی از آنجا که انسان به تنهایی قادر به کسب سعادت نیست بلکه احتیاج به یاری و مشارکت دیگران دارد. و اینجا است که علم سیاست اهمیت می یابد.

از نظر فارابی میل به اجتماع برای انسان وسیله است نه غایت. «بشر برای بقای خود و برای آنکه به برترین کمالات انسانی خود برسد، نیازمند چیزهای بسیاری است که به تنهایی از عهده انجام آنها برنمی آید؛ بلکه نیازمند به گروهی است که هر یک نیازی از نیازهای او را برآورد. و هر فردی از افراد این گروه را چنین حالتی است. از اینروست که آدمی به کمال فطری خود نخواهد رسید، مگر به مدد اجتماعات که در امور مدد کار یکدیگر باشند، و در رفع نیازهای یکدیگر اقدام کنند، تا «جامعه» هم بر پای باشد و هم به کمال برسد. از اینجاست که افراد انسان افزون شدند و در جایی آباد از زمین زندگی کردند و ازین افراد جامعه های انسانی پدید آمد»

فارابی مدینه ی فاضله اش را به بدن انسان تشبیه می کند، و این تشبیه در اصل از افلاطون است. او می گوید همچنان که اعضای یک بدن کامل و سالم با هم همکاری و هماهنگی دارند تا سلامت موجود زنده محفوظ بماند، به همان نحو نیز اعضای مدینه فاضله برای حفظ سلامت و سعادت جامعه باید با یکدیگر همراه و همگام باشند. و همان طور که در بدن انسان بعضی از اعضا خدمتگزار اعضای دیگر هستند همین طور هم در مدینه فاضله بعضی از افراد تابع و فرمانبردار افراد دیگر می باشند.
فارابی؛ گریزان از مردم، در جستجوی سعادت!
رئیس مدینه فاضله آن کس نیست که همه بر ریاست او اشتراک نظر دارند بلکه آن کس است که نفس او با عقل فعال اتصال یافته باشد. چنین کسی بر همه علوم و معارف از طریق وحی، خواه در بیداری و خواه در خواب، آگاه است. زیرا به میانجی عقل فعال با ذات خداوند مرتبط است. اگر کسی یافت نشود که شایسته ریاست بر مدینه فاضله باشد (او دوازده شرط برای رئیس مدینه شمرده است) مدینه فاضله به هلاکت خواهد رسید.

نکته که در اینجا به چشم می خورد تأثیر عقاید شیعی و اسماعیلی در رای فارابی درباره مدینه فاضله و بخصوص پیشوای آن است. رئیس مدینه همان امام شیعیان است و صفاتی که فارابی برای او می شمرد همان صفاتی است که شیعیان برای امام قائل هستند. همچنان که مدینه فاضله بی وجود پیشوا هلاک می شود به عقیده شیعیان جهان به بقای امام وابسته است. و اگر لحظه ای جهان از وجود امام خالی باشد هر آینه دنیا نابود خواهد شد.

مهم: فرآیند جمع‌آوری اخبار به صورت خودکار انجام می‌گیرد. مسئولیت صحت محتوای این خبر بر عهده‌ی وبسایت منبع و منتشر کننده‌ی آن است. با این وجود در صورتی که به محتوای این خبر اعتراض دارید با ما تماس بگیرید.

  • گزارش خطا
  • پیشنهاد به دیگر مخاطبان
  • ۰
  • ۰
زمان انتشار: پنجشنبه ۲۳ دي ۱۳۹۵ | ۱۱:۳۱