در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ به کدام کاندیدا رای خواهید داد؟
  • حسن روحانی
  • سیدابراهیم رئیسی
  • سیدمصطفی هاشمی‌طبا
  • سیدمصطفی میرسلیم
  • رای نمی‌دهم

محمدعلی جمالزاده، پدر داستان کوتاه

محمدعلی جمالزاده، پدر داستان کوتاه

خبرگزاری آریا -  سید محمدعلی جمالزاده نویسنده و مترجم ایرانی امروز 119 ساله شد. او در 23 دی ماه 1274 در اصفهان به دنیا آمد. جمالزاده را پدر داستان کوتاه زبان فارسی دانسته اند. او در یک خانواده مذهبی تولد یافت. پدرش سید جمال الدین واعظ اصفهانی بود که غالبا برای وعظ به شهرهای مختلف ایران سفر می کرد.
محمدعلی در چهار سالگی نزد زن دایی اش (آمنه بیگم) که زنی باسواد بود، الفبای فارسی یاد گرفت و پس از آن به مکتب خانه رفت او در همان جلسه اول فلکه می شود و خیلی زود مکتب خانه را رها می کند. مادرش او را در (راستا بازار) بیدآباد نزد میرزاحسن صحاف می گذارد تا هم شاگردی کند و هم از او درس بیاموزد. جمال زاده در خاطرات خود می گوید: «تازه آن جا معنی خواندن و نوشتن را فهمیدم و کم و بیش دستگیرم شد که منظور از یاد گرفتن این علامت های کج و معوج که به نام حروف و حرکات چون کرم های زیان کاری از اولین دوره ی کودکی به مغز و ریشه ی عمر اطفال معصوم می افتد و تا دم مرگ شیره ی جانشان را می مکند، چیست.»

محمدعلی جمالزاده ، داستان نویسجمالزاده دوره ی کودکی خود را در اصفهان گذراند اما پس از ده سالگی به همراه پدر به سفر می رفت. در همین سن و سال بود که پدرش در تهران اقامت گزید. پس از سه سال و در حالی که محمدعلی دوازده سال داشت پدرش او را برای تحصیل به بیروت فرستاد. جمالزاده ی پسر در بیروت بود که اوضاع ایران دچار تغییر شد. محمدعلی شاه مجلس را به توپ بست. پدر که قصد آن داشت که به عتبات برود در همدان به دست نیروهای دولتی افتاد و او را به بروجرد تحویل دادند و به دستور حاکم این شهر، امیر افخم با طناب دار اعدام شد. برخی معتقدند که او را مسموم کرده و کشته اند.

محمدعلی جمالزاده در بیروت با ابراهیم پورداوود، ایران شناس و پژوهشگر اوستا و همین طور مهدی ملک زاده، فرزند ملک المتکلمین هم دوره و هم کلاس بوده است. در سال 1910 جمالزاده آهنگ رفتن به اروپا کرد تا در آن جا تحصیل کند. او تا سال 1911 در لوزان سوئیس ماند اما در نهایت به شهر دیژون در فرانسه رفت و از آن حا دیپلم حقوق گرفت. عده ای از مخالفان استبداد قاجاری به رهبری سید حسن تقی زاده در برلن آلمان گرد هم آمدند. جمالزاده از سوئیس به آن ها پیوست. پس از آن جمالزاده به ایران آمد و در کرمانشاه روزنامه رستاخیز را انتشار داد. بار دیگر به آلمان بازگشت و در روزنامه کاوه به فعالیت پرداخت. جمالزاده در "کاوه" در موضوعاتی مانند سیاست، اقتصاد، ایران شناسی و فرهنگ و ادب مقالات متععدی نوشت.

نخستین کتابی که جمالزاده نوشت "گنج شایان" نام داشت که در سال 1918 انتشار یافت که در زمینه اقتصاد ایران بود و مجله کاوه از آن به عنوان به ترین اثرهایی که تا آن روز در زبان فارسی در حوزه ی اقتصاد نوشته شده است نام برد. جمالزاده هم چنان به نوشتن مقاله در روزنامه کاوه ادامه داد. در سال 1300 شمسی- 1921 میلادی- بود که جمالزاده داستان کوتاه "یکی بود، یکی نبود" را منتشر ساخت. در همین سال داستان طنز انتقادی ای با نام "فارسی شکر است" را در مجله کاوه به چاپ رسانید.

محمدعلی جمالزاده ، داستان نویسانتشار "یکی بود، یکی نبود" در ادبیات ایران واکنش های مثبت و منفی بسیاری را برانگیخت. جمالزاده ده سال دیگر در برلین اقامت گزید و مدتی هم سردبیر مجله علم و هنر بود که در برلین انتشار می یافت. در سال 1931 میلادی بود که جمالزاده به سوئیس بازگشت و برای همیشه در شهر ژنو ماندگار شد و در دانش گاه این شهر به تدریس زبان و ادبیات فراسی مشغول شد. جمالزاده در کل زندگی طولانی و پر نشیب و فراز خود تنها پنج بار به ایران سفر کرده است و همه ی این سفرها، سفری کوتاه بوده است که در مجموع می توان گفت که فقط سیزده سال از عمر طولانی خود را در ایران بوده است و عمده زندگی خود را در غرب سپری کرده است.

با این حال هر روز کتاب فارسی می خواند و مدام به دوستان ایرانی خود نامه می نوشت. جمالزاده هر چه تالیف و تحقیق از خود باقی گذاشت همه به زبان فارسی و درباره ی ایران بود و آن جا هم که در مورد ایران نبود به قصد گسترش فرهنگ ایرانی نوشته شد. خانه ی جمالزاده با قالی و قلمدان و ترمه و … ایرانی آراسته شده بود که نشان علاقه ی وافر او به فرهنگ ایرانی است. جمالزاده در قلمرو ادبیات و تاریخ و تصوف مقالات متععدی نوشته است و بی شک از این میان ، آن هایی که در مجله ی کاوه منتشر شده است جدی تر و علمی تر است.

تعداد مقاله های جمالزاده را بیش از سیصد مقاله دانسته اند؛ مقاله هایی در مورد ایران پیش از اسلام، اولین لشکرکشی اروپا به ایران، نوروز، بلشویسم در ایران، مزدک و … جمالزاده به ثبت و ضبط اسناد و نامه های تاریخی نیز علاقه ی بسیار داشت و تعدادی از آن را در کتاب هزار بیشه به چاپ رسانده است. در قلمرو ادبیات بیش تر مقاله های جمالزاده به حوزه شعر تعلق دارد که بسیار مورد علاقه ی او بود که از این میان می توان به بانگ نای که در مورد داستان های مثنوی مولانا است و نوشتاری در مورد گلستان و همین طور حافظ اشاره کرد.

محمدعلی جمالزاده ، داستان نویسجمالزاده در ترجمه نیز دستی داشت. نخستین ترجمه ی او "قهوه خانه سورات" نوشته ی برناردن دوسن پیر فرانسوی بود که در برلین و در سال 1340 انتشار یافت. مدتی از ترجمه کناره گرفت تا بنگاه ترجمه و نشر کتاب پا گرفت. انتشار ترجمه های مهم ادبی جهان از مجموعه فعالیت های حوزه ی ترجمه بود که در آن به چاپ می رسید. از میان این ترجمه ها می توان به دو کتاب از شیللر به نام های دون کارلوس و ولهلم تل و هم چنین نمایش نامه خسیس از مولیر و دشمن ملت از ایبسن اشاره کرد.

از داستان های محمدعلی جمالزاده می توان به دارالمجانین، راه آب نامه، صحرای محشر، سر و ته یک کرباس، تلخ و شیرین، کهنه و نو و … اشاره کرد. جمالزاده در عین آن که با شیوه و تکنیک داستان نویسی در غرب آشنایی کامل داشت و آن را در نوشته های خود به کار می بست اما از روح ایرانی در نوشته هایش بهره می گرفت و آن گونه می نوشت که برای مخاطب فارسی زبان نیز آشنایی داشته باشد.

جمال زاده در این زمینه چنین می گوید: "زبان، حالت رودخانه ی جوشانی را دارد. باید سرچشمه ی آن پاک و قوی باشد تا اگر خاشاکی در آن وارد شود خود رودخانه به قوت و قدرت خود آن را از بین ببرد و محو سازد و این بسته به این است که جوان های ما دارای افکار قوی و صحیح و تازه و جوان باشند و ذوق و فهم آن ها از روی قوای منطقی و عاقلانه و استوار، ارتقا یابد و خلاصه آنکه مرد فکر خود باشند و بر اصل اعتقاد و ایمانی سوار باشند که در محیط و آب و هوای مملکت خودمان تربیت شده باشند و آب و علف و جلگه های خودمانی را خورده و نوشیده باشند .

مسلم است که دروازه های مملکت را نمی توانیم به روی افکار جدید ببندیم که اگر ببندیم به خودمان و مملکت مان و به دنیا و تمدن خیانت کرده ایم ولی افکار دیگران را نیز از روی خامی و بلاتشخیص پذیرفتن کار معقولی نیست و همان طور که وقتی از انگلستان پارچه وارد می کنیم نزد خیاط می بریم که مناسب قد و قامت و ذوق و سلیقه ی خودمان برای ما لباس بدوزد در مورد قبول افکار جدید و قدیم بیگانگان هم باید آن هایی را بپذیریم که برای ما مناسب و به ترقی و پیشرفت و رفاه مادی و معنوی هموطنان مفید و مناسب باشد." علی دهباشی سردبیر مجله ی بخارا که جمالزاده مراوداتی داشته است در مجموعه ای که در بزرگ داشت جمالزاده گردآوری کرده او را چنین معرفی می کند:

محمدعلی جمالزاده ، داستان نویس"نخستین داستان نویس مدرن ایران است و به علت عمر طولانی و ارتباط فرهنگی پیوسته با ایران، همواره حضور زنده ای در ایران داشت . بسیاری از نویسندگان از ایران مهاجرت کردند و ارتباط آنها با ایران قطع شد ولی جمال زاده هرگز تا پایان عمر این ارتباط را قطع نکرد و یکی از مجاری ارتباطش با ایران نامه نگاری بود . وی بدون توجه به این که چه کسی به او نامه می نویسد هر پرسشی را پاسخ می گفت و هر کتابی را می فرستادند می خواند و سعی می کرد این ارتباط را برقرار نگه دارد . بسیاری از مخاطبانش او را هرگز ندیدند؛ به علت اینکه او در ژنو زندگی می کرد .

بدون تردید جمال زاده آغازگر داستان نویسی جدید ایران بود ، ولی دیگر در زمینه ی داستان نویسی کارش را ادامه نداد و وارد حوزه های دیگری شد از جمله پژوهش های فرهنگی در زمینه ی تاریخ ایران ، ادبیات ایران و مسایل گوناگونی که به نوعی با ایران در پیوند بود . نمونه ی این پژوهش ها را در نوشته ی درخشان او تحت عنوان گنج شایگان می بینیم که اثری است تحقیقی درباره ی مسایل اقتصادی ایران و از منابع مهم به شمار می رود . یا تحقیقات او در زمینه ی خلقیات ما ایرانیان که اتفاقاً به همین عنوان هم چاپ شد و در دوران گذشته ممنوع بود، چون جمال زاده در آن کتاب تمام زمینه های فرهنگی روحیات ایرانیان را بررسی کرد.

بنابراین بخش مهمی از زندگی جمال زاده به عنوان ایران شناس طی شد .کتاب دیگرش فرهنگ لغات عامیانه است که بعد از کتاب مرحوم امیرقلی امینی یکی از بهترین کارهای پژوهشی در این چهارچوب است. در زمینه ی جنگ های ایران و روسیه هم کتابی نوشت و به عنوان پژوهشگر تاریخ، خیلی دقیق و مسلط کارش را انجام داد .

محمدعلی جمالزاده ، داستان نویسیک آدم جامع الاطراف بود که کارش را در داستان نویسی ادامه نداد؛ یا بهتر بگویم: داستان نویسی را ادامه داد اما دیگر داستان هایش ادامه ی داستان های قبلی نبود بلکه خاطراتی بود که در قالب داستان نوشته می شد. یکی بود ـ یکی نبود ، حسینعلی میرزا ، سر و ته یک کرباس ، قصه هایی برای بچه های ریش دار و راه آب نامه تعدادی از داستان های اوست.

درست است که جمال زاده پس از فاصله گرفتن از داستان نویسی محقق و پژوهشگر شد ولی پیوندش را با داستان نویسی همیشه ادامه داد. مهمترین نقدهایی که بر بعضی از داستان های ایرانی نوشته شده به قلم جمال زاده است." یکی از کتاب های معروف جمالزاده کتاب خلقیان ما ایرانیان است. او در بخشی از این کتاب می گوید:

"باید دانست که« یک نفر ایرانی امروز» از بسیاری جهات و بخصوص از لحاظ و یا بقولی از حیث« خلقیات » تفاوت زیادی با ایرانی دیروز و پریروز ندارد و لهذا عموما آنچه را درباره ایرانیان دیروز و پریروز گفته اند درباره ایران امروز (با پاره ای از تفاوت های غیر مهم) می توان صادق دانست و از اینرو می توان چنین استنباط نمود که مقصود و منظور« مسائل ایران» همانا جمع آوری و نشان دادن داوری هائی است که از جانب بیگانگان(و حتی از خودی ها) در حق ما ایرانیان و بخصوص درباره اخلاق (یا « خلقیات ») ما به عمل آمده است.

از قدیم الایام تا امروز و از "هرودوت" ابوالمورخین و "کتزیانس و کزنفون" یونانی گرفته تا مورخین روم غربی و شرقی و عربها و اقوام قدیمی دیگر حتی ارمنیها و چینی ها تا برسد بزمانهای نزدیک و دوره ی توسعه روابط مناسبات بین المللی و آشنائی بیشتر بیگانگان با ایران در باره اخلاق و اطوار ما از خوب و بد و زشت و زیبا مطالب بسیار نوشته اند....

.اما از طرف دیگر اگر درست دقیق شویم و با صداقت و مصلحت بینی واقعی قضیه را در ترازوی سنجش بگذاریم و بقول مولوی با دیده ی علت شکاف و سبب سوراخ کن در اسباب و علل عقب افتادگی خودمان بیندیشیم قطعا باین نتیجه منطقی و معقول خواهیم رسید که همین معایب و نقایص اخلاقی است(حالا چه کار داریم که این معایب و نواقص چرا بوجود آمده و کی و از کجا بوجود آمده است) که مانند تخت سنگهای زمخت و خارهای مغیلان پر آزار و پرزیان قدم بقدم در طول مسیر و جاده ما راه ترقی و سیادت و رستگاری را بر ما دشوار ساخته است و رویهمرفته علت همه اینکه ما ایرانیان با آن همه گذشته های تاریخی نتوانسته ایم شانه به شانه و همرکاب با ملت های نوخاسته جلو برویم ..

محمدعلی جمالزاده ، داستان نویس همین معایب اخلاقی و امراض روانی ما بوده است و امروز هم اگر بخواهیم آرزوی قلبی خود را عملی بسازیم و در ترقی و رفاه و عافیت قدمهای موثر برداریم قبل از همه چیز باید بدفع و رفع این موانع سهمناک بپردازیم ولی از طرف دیگر چگونه امکان پذیر است که با دشمن نشناخته بجنگیم و برعلت و مشکلی غالب آئیم که بر ما مجهول مانده است و نخواسته ایم زیر بار قبول آن برویم، آیا ممکن است که انسان برای مرضی که حاضر نیست وجود آنرا در بدن خود تصدیق نماید و حتی در صدد نیست که در تشخیص علمی و فنی آن قدمی بردارد علاج و درمان بیابد...." محمدعلی جمالزاده در زمستان 1376 پس از آن که به خانه ی سالمندان منتقل شد در سن 102 سالگی در ژنو ِ سوئیس درگذشت.

  • گزارش خطا
  • پیشنهاد به دیگر مخاطبان
  • ۰
  • ۰

  • اشتراک‌گذاری در تلگرام
  • اشتراک‌گذاری در کلوب
  • اشتراک‌گذاری در گوگل پلاس
  • اشتراک‌گذاری در بالاترین
  • اشتراک‌گذاری در لینکداین
  • اشتراک‌گذاری در استامبل‌آپون
  • چاپ خبر
  • کپی لینک خبر
زمان دریافت: ۴ ماه پیش