در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ به کدام کاندیدا رای خواهید داد؟
  • حسن روحانی
  • سیدابراهیم رئیسی
  • سیدمصطفی هاشمی‌طبا
  • سیدمصطفی میرسلیم
  • رای نمی‌دهم

هاشمی در چینش کابینه، گرایش سیاسی نامزدها را لحاظ نمی کرد

عیسی کلانتری، وزیر دولت سازندگی در گفت وگو با «ایران»:  هاشمی در چینش کابینه، گرایش سیاسی نامزدها را لحاظ نمی کرد

آیت الله هاشمی رفسنجانی در سمت های مختلفی به مردم و کشور خدمت کرد. درباره یکی از دوره های مهم یعنی ریاست جمهوری ایشان، با عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی دولت نخست آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت وگو کردیم.

ایران آنلاین / کلانتری ضمن اشاره به زوایای مدیریتی این شخصیت، همچون بی نظری سیاسی و توجه صرف به کارآمدی، معتقد است که این‌ هاشمی رفسنجانی بود که دروازه‌های کشور را برای توسعه گشود. این گفت‌وگو را می‌خوانید.
 
مدیریت آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی در حوزه اجرا چطور بود؟
مدیریت آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی در جمهوری اسلامی ایران بی نظیر بود. در دوران ریاست جمهوری، اختیارات لازم را به وزرا تفویض می‌کرد و به آنان اعتماد داشت، اما درعین حال همیشه جویای پیشرفت و چگونگی کارها بود و برای این منظور، همواره از جلسه با وزرا استقبال می‌کرد. اگر وزیری برای مدتی گزارش ارائه نمی‌داد، او را احضار و گزارش کار را می‌گرفت و اشکالات را یادآور می‌شد. با اعتماد متقابل خود به وزرا، آنان را تشویق می‌کرد که در کارها هم جدی‌تر باشند و راحت‌تر کار را انجام بدهند. هیچگاه پشت وزیر را خالی نمی‌کرد و همیشه حامی او بود.
هیأت دولت را چطور اداره می‌کرد؟
اجازه می‌داد که نظرات موافق و مخالف شنیده شود. عصبانی نمی‌شد و حتی در مواردی که از او انتقاد می‌شد هم با آغوش باز، نظرات مخالف را می‌پذیرفت. با مدیریت خاص خود و از طریق دوستانه تلاش می‌کرد اختلافات کاری وزرا را حل کند و در مواردی که این امر میسر نمی‌شد، از اختیارات ریاست جمهوری استفاده می‌کرد و دستور می‌داد. البته از وزرایی که احیاناً از حوزه کاری خود اطلاع کمتری داشتند، ناراحت می‌شد و انتظار داشت مدیران کشور، از وزیر تا استاندار و فرماندار، در حوزه کاری خود دانش لازم را داشته باشند. فرد بسیار پرکاری بود، از صبح اول وقت می‌آمد تا آخر شب  کار ایشان ادامه داشت، بسیار منظم و مرتب بود.
برخی بر قدرت تصمیم‌گیری ایشان تأکید دارند. شما در این باره چه دیدگاهی دارید؟
همیشه خواستار منافع ملی کشور بود. به خاطر دارم وقتی ایشان ریاست دولت را به عهده گرفت، کشور بیش از 49 درصد کسری بودجه داشت. در زمستان سال 68 به مرحوم نوربخش، وزیر اقتصاد و دارایی وقت گفتند که من حداقل به 30 میلیارد دلار نیاز دارم تا کشور را پس از جنگ بازسازی کنم، باید این پول را پیدا کنید. زیرا این بیم وجود داشت که رکود و بیکاری تشدید شود. آقای نوربخش پس از مهلتی یک ماهه، در دولت عنوان کرد که می‌توان دو ساله این پول را از مجامع بین‌المللی جذب کرد ، به شرط اینکه شما مشکلات داخلی را حل کنید تا گفته نشود که اینها وطن‌فروش هستند، از خارج پول آورده‌اند و می‌خواهند کشور را بسازند. آقای‌ هاشمی قبول کرد و مرحوم نوربخش در کمتر از دو سال بیش از 30 میلیارد دلار پول وارد کشور کرد. این مثال و موارد دیگر نشان می‌دهد که این آدم بزرگوار، از هیچ چیزی برای احیای کشور و ساخت کشور هراس نداشت.
اشاره کردید که آیت‌الله‌ هاشمی به منافع ملی اهمیت می‌دادند، چطور منافع ملی را با ارزش‌ها، آرمان‌ها و انقلابیگری تلفیق می‌کردند؟
آقای‌ هاشمی اساساً منافع ملی را در تضاد با منافع انقلاب نمی‌دید. برخلاف بسیاری که مصالح انقلاب را به منافع ملی ترجیح می‌دهند، هر دو را لازم و ملزوم یکدیگر می‌دانست. معتقد بود که اگر ما یک کشور مسلمان پیشرفته باشیم، برای همه کشورهای اسلامی الگو خواهیم شد. به همین دلیل معتقد بود که باید ثروت کشور افزایش یابد، فقر ریشه‌کن شود. به مسائل تولید داخل بسیار اهمیت می‌داد، اما تا جایی که به منافع ملی کشور لطمه نزند. مرزها را بخوبی تشخیص می‌داد که تا کجا منافع ملی لحاظ می‌شود و تا کجا نمی شود. در زمانی که رئیس مجلس بود، مسائل اجرایی کشور را حل و دنبال می‌کرد. زمانی که رئیس مجلس بود، پشتوانه دولت و وزرا بود و همیشه سعی می‌کرد از دولت حمایت کند و در مواردی هم که انتقاد داشت، راحت و صریح می‌گفت و آدم بی رودربایستی بود. لذا منافع ملی را بر همه چیز ترجیح می‌داد و در عین حال که روحانی بود، یک تکنوکرات حرفه‌ای بود و مانند بسیاری از روحانیون نبود که فقط روحانی باشند. آدم تمام عیار حرفه‌ای و انقلابی وطن پرست بود.
بسیاری تصمیم‌های توسعه‌ای آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی را زیر سؤال می‌برند.
باید توجه داشته باشیم که وقتی آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری شد، کشور حدود 6 هزار مگاوات ساعت برق داشت و مردم روزانه 6 تا 7 ساعت خاموشی را تجربه می‌کردند، جاده‌ها درست نبود، کارخانه‌ها نابود شده و نیروگاه و پالایشگاه نداشتیم، در کشاورزی نیز شاید آب بود، اما مهار نشده نبود. مرد بزرگی بود که تصمیمات بزرگی می‌گرفت. تصمیم گرفت که طرح‌های توسعه نیشکر در خوزستان اجرا شود، طرح‌های سیستم‌های آبیاری تحت فشار اجرا شود، وقتی درباره اهمیت آب توجیه شد، پذیرفت که با ملاک خوبی و بدی کشاورزی کشور، به جای تولید در هکتار، میزان تولید در مقابل مصرف آب ملاک باشد.
سال‌ها بود که آقای‌ هاشمی سمت اجرایی نداشت، اما همچنان دغدغه توسعه و رفع مشکلات مردم در ایشان دیده می‌شد. دلیل را چه می‌دانید؟
ایشان به کارها تنها به عنوان شخص رئیس جمهوری نگاه نمی‌کرد. آقای‌ هاشمی به عنوان یک انقلابی به کشور نگاه می‌کرد. منافع ملی برایش بسیار مهم بود. قرار بود روز سه شنبه این هفته خدمت آقای‌ هاشمی برسیم و درباره طرح‌های توسعه کشور گزارش بدهیم. زیرا از پیشرفت کشور و از چنین طرح‌هایی خوشحال می‌شد. حتی در مواردی که برخی از طرح‌ها مشکل داشتند، همه تلاش خود را به کار می‌بست تا این مشکلات برطرف شود. حتی در زمان احمدی‌نژاد نیز این روحیه را داشت که باوجود همه ناجوانمردی های آن دوران درباره ایشان، خودش را وقف توسعه کشور کرده بود و تلاش می‌کرد درحد خود، مشکلات طرح‌ها را رفع کند. جالب است بدانید که در سفر آقای‌ هاشمی به استان اردبیل در زمان ریاست جمهوری، آقای احمدی‌نژاد استاندار وقت بود که برای نخستین بار لقب سردار سازندگی را برای ایشان به کار برد. به هر رو، آقای‌ هاشمی خودش را وقف کشور و وقف توسعه کشور کرده بود. او دروازه‌های کشور را برای توسعه گشود.
دولت ایشان را دولت ائتلافی می‌دانستند، به این معنی که همه طیف‌ها در آن حضور داشتند، این ناشی از چه بود؟
اگر به فهرست اعضای دولت ایشان نگاه کنید، می‌بینید تنها چیزی که برای او مهم نبود، تفکر سیاسی افراد بود. در دولت آقای‌ هاشمی، از چپ چپ تا راست راست، از آقای معین و نوربخش تا آقای فلاحیان حضور داشتند. برای او تفکر سیاسی افراد مطرح نبود، بلکه دنبال کار و کارآیی بود. در دولت اول ایشان، نمایندگان مجلس ایراد می‌گرفتند که دولت تکنوکرات است و سیاسی نیست. ایشان در جواب گفت «هرچه قدر شما انتظار دارید، من سیاسی هستم، اما بگذارید وزرای من کار خود را انجام بدهند.» اینکه مسائل سیاسی برایشان مهم نبود، در انتصاب‌ها مشهود بود. باوجود این، شاید بتوان گفت هماهنگ‌ترین دولت کاری بعد از انقلاب، دولت آقای‌ هاشمی رفسنجانی بود که باوجود اختلاف فکری وزرا، طوری رفتار می‌کرد که هیچ یک جرأت نمی‌کردند بازی سیاسی را وارد دولت کنند.
امروز میراث مدیریتی و اجرایی آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی را برای کشور چه می‌دانید؟
تقریباً همه مدیران پس از انقلاب تا دولت حاضر، منهای احمدی‌نژاد که سعی کرد به صورت یکدست، با آدم‌های خود، دولت را تکمیل کند، همه دولت‌ها از دولت اصلاحات تا روحانی، استانداران، وزرا، معاونان وزرا، یا وزیر آقای‌ هاشمی بودند. البته آقای‌ هاشمی یک روش منحصر به فردی داشت و واقعاً بین‌المللی فکر می‌کرد. به هیچ وجه از رفتارهای نمایشی خوشش نمی‌آمد. به عنوان مثال، یکی از معاونان وقت من در دیدار با ایشان می‌خواست دست آقای‌ هاشمی را ببوسد که ایشان بشدت ناراحت شد و گفت «تحت هیچ شرایطی، هیچ وقت، دست هیچ کس را نبوس. تو انسان بزرگی هستی و مخلوق خداوند و خداوند به شما افتخار می‌کند.» دلش می‌خواست بزرگ منشی او را همه داشته باشند، عقده‌ای و کینه‌ای نبود، تحت هیچ شرایطی حاضر نمی‌شد که کوچک‌ترین آسیبی به کسی برسد، در عین حال که تلاش می‌کرد مدیران، خود را ارتقا بدهند. آقای‌ هاشمی طوری رفتار می‌کرد که وزرا شرمنده می‌شدند. من در دولت‌های مختلف کار کردم و می‌دانم. انصافاً کسی بود که همه را تشویق می‌کرد تا با درایت، شجاعت و نترسی تصمیم بگیرند. به رغم اینکه شاید برخی از مدیران آقای‌ هاشمی در دولت قبل نیز بودند، اما همیشه تلاش می‌کرد که مدیران، برای تصمیم‌گیری شجاعت لازم را داشته باشند تا با محافظه‌کاری، کارها به عقب نیفتد، در عین حالی که همه را تشویق می‌کرد که از مشورت بزرگ‌تر‌ها و کسانی که تجربه مفید دارند، در داخل و حتی خارج از کشور استفاده کنند. بسیار بسیار دقیق بودند، یعنی کسی که فکر می‌کرد می‌تواند سر رئیس جمهوری کلاه بگذارد، این افکار را از سرش بیرون می‌کرد./روزنامه ایران

  • گزارش خطا
  • پیشنهاد به دیگر مخاطبان
  • ۰
  • ۰

  • اشتراک‌گذاری در تلگرام
  • اشتراک‌گذاری در کلوب
  • اشتراک‌گذاری در گوگل پلاس
  • اشتراک‌گذاری در بالاترین
  • اشتراک‌گذاری در لینکداین
  • اشتراک‌گذاری در استامبل‌آپون
  • چاپ خبر
  • کپی لینک خبر